قاسم بن الحسن(ع)(ایام محرم)
قاسم ابن الحسن(ع)
بالاترين محله ي پرواز جاش بود
خورشيد از اهالي صبح نگاش بود
خال لبش كه ارثيه ي آفتاب هاست
يك آسمان ستاره ي قطبي فداش بود
يك بند بسته، بند دگر را نبسته است
اين اشتياق تازه ي نعلين پاش بود
کم كم بزرگ مي شود و مرد مي شود
آن قدر سنگ و تير و بهانه براش بود
افتاده بود و دور خودش داد مي كشيد
يك «استخوانْ درد» بدي در صداش بود
آن جاده اي كه ما به غبارش نمي رسيم
اين نوجوان قافله در انتهاش بود
علي اكبر لطيفيان
+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۲ ساعت 23:4 توسط ر.محجوب
|
مردم به اعتبار نگاهم کنندلیک