»الیوم هر نفسی بر احدی از معرضین من اعلاهم او من ادناهم ذکر انسانیت نماید ، از جمیع فیوضات رحمانی محروم است تا چه رسد که بخواهد از برای آن نفوس اثبات رتبه و مقام نماید«

ملاحظه می فرمایید که جناب بهاءالله نه تنها غیر بهائیان را از دایره انسانیت خارج می داند، بلکه به فتوای ایشان هرکس که نها را آدم بداند، او نیز از جمیع فیوضات رحمانی محروم است. حق شهروندی پیشکش!

در جای دیگر غیر بهائیان را سنگریزه های بی ارزش می شمرد:

‌مائده آسمانی، ج ۴ (چاپ جدید) ص۱۴۰ و (چاپ قدیم) ص ۳۲۷

»احبائی هم لئالی الامر و من دونهم حصاة الارض.» یعنی : (دوستداران من درّ و جواهر و ما بقی ایشان سنگ ریزه های ارض خاکی اند).

۲-شهروندان غیر بهائی ، زنازاده اند!

(با عرض پوزش فراوان از خوانندگان) از نظرجناب بهاءالله کسانی که امر بهائی را نپذیرند  و انکار نمایند زنا زاده اند.

ایشان در مورد منکرین خویش چنین فرموده اند:

»من ینکر هذا الفضل الظاهر المتعالی المنیر ینبغی له بان یسئل عن امه حاله فسوف  یرجع الی اسفل الجحیم«

یعنی حتی به برادر و خواهر خود(ازل و عزیه) هم که مخالف او بودند رحم نمی کند و آنها را با این عبارت زنا زاده می نامد!

همچنین شهروندانی هم که بغض جناب بها را در دل داشته باشند باید بدانند که حرام  زاده اند و باید بروند حال خود را از مادر خود بپرسند چنانکه در صفحه ۷۹ کتاب گنج  شایگان و مائده آسمانی صفحه ۳۵۵ باب یازدهم تصریح شده است که:

قل من کان فی قلبه بغض هذا الغلام (بهاء) فقد دخل الشیطان علی فراش امه  بگو هرکس در قلبش دشمنی این غلام (بهاءالله) را داشته باشد قطعا شیطان در بستر و رختخواب مادرش رفته است!

۳- باید همچون عذاب باشید برای غیر بهائیان!

ایشان می فرمایند:

برای بهائیان ابر رحمت و برای کافران و مشرکان عذاب محتوم باشید(مجموعه الواح ، ص ۲۱۶)

»انتم یا احباء الله کونوا سحاب الفضل لمن آمن بالله وبآیاته و عذاب المحتوم لمن کفر بالله و کان من المشرکین«

-۴عدم معاشرت با دگراندیشان

ایشان دستور می دهند نه با دگر اندیشان ، نشست و برخاست کن و نه معاشرت و نه از آنها چیزی بشنو و سخنی بگو، حتی اگر خواهر و برادرت باشد(!):

مجموعه الواح، ص ۳۶۰

»ایاک ان لا تجتمع مع اعداء الله فی مقعد و لا تسمع منه شیئاً و لو یتلی علیک من آیات الله العزیز الکریم«

مائده، ج ۴، ص ۳۶۵ (باب نهی از معاشرت با مشرکین)

»لاتعاشری مع المشرکات کذلک یأمرک منزل الایات«  (مائده، ج ۸، مطلب ۵۲، ص ۳۸)

»انا قطعنا حبل النسبة من کل ذی نسبة الا لمن آمن بالله و اعرض عن المشرکین. ان یا عبادی لو یسمع احد منکم بان اعرض اخوه او اخته عن الله ینبغی له بان یعرض عنه و یقبل الی محبوب المخلصین«

سوم : حق برابری و مساوات :

۱-گاو محسوب شدن شهروندان سیاه آفریقائی

جناب عبدالبها درباره سیاهان آفریقائی و فرقشان با سیاهان امریکائی می گوید:

“مثلاً چه فرق است میان سیاهان افریک (آفریقا) و سیاهان امریکا، اینها خلق الله البقر علی صورة البشرند ‏آنان متمدن و با هوش و فرهنگ”‏ ‏(خطابات بزرگ، ص ۱۱۹)

لذا از نظر ایشان سیاهان آفریقائی گاو هستند(حتی نمی گوید “مثل” گاو هستند بلکه  می گوید خود گاو هستند)

نا خود آگاه خوانندگان این متون به یاد سخن مونتسکیو از بزرگان فراماسونری در باره سیاهان می افتند:

وی یک تعبیر در مورد نژاد سیاه دارد. کتاب روح القوانین او را خود فراماسون ها می گویند که مانیفست فراماسونری است. او می گفت: «من باور نمی کنم خدا با شعوری که دارد این موجود کریه را با این موهای وزوزی و لب های کلفت و بینی پهن به عنوان انسان خلق کرده باشد، نکته جالب اینجاست از نگاه  ماسون ها برابری و برادری در میان تمامی انسان ها یک اصل اساسی در ماسونری است!

۲- وحشی دانستن شهروندان ترک و اهانت به آنان (اسرار الآثار، ج ۲ ص ۱۵۴ ذیل کلمه ترک در توقیعی خطاب به حاجی میرزا آقاسی است :

»اترکوا التروک ولو کان ابوک، ان احبّوک اکلوک و ان ابغضوک قتلوک.» (از ترک زبانان دوری کن و فاصله بگیر، اگر چه پدرت باشد که اگر دوستت بدارد خواهدت خورد و اگر دشمن بدارد خواهدت کشت.)

۳-جاهل محسوب شدن شهروندان غیر بهائی :

از نظر جناب بها، شهروندان دگر اندیش (غیربهائی) که تصدیق بهائیت را نکرده اند جاهل و نادان هستند!

او در اقتدارات ص ۱۱۱ می فرماید:

اگر مرد دانشمندی در تصدیق امر توقف کند جاهل محسوب می شود! با این ترفند هیچ عالم و دانشمندی نمی تواند با بهائیت مخالفت کند.

۴-تبعیض بین شهری و روستائی از نظر حقوق شهروندی :

از نظر شارع بهائی، بین زن شهری و زن روستائی ، فرق وجود دارد. مهریه زن شهری طلاست و مهریه زن روستائی نقره و نباید اعتراضی هم داشته باشد!

وطبیعتاً مرد شهری و روستائی از نظر اقتصادی از هم متمایز می گردندچون یکی موظف به پرداخت طلا و دیگری موظف به پرداخت نقره است!

۵-تبعیض بین زن و مرداز نظر حقوق شهروندی :

زن بهائی از خانه و البسه شوهرش ارث نمی برد!

دختر بهائی از خانه پدری و البسه او ارث نمی برد!

پسران متوفی بطور یکسان از پدر و مادر ارث نمی برند و ارث پسر بزرگتر از دیگر برادران و خواهران بیشتر است و در مجموع هم پسران از دختران بیشتر ارث می برند!

زن بهائی از حج رفتن محروم است!

زن بهائی هرگز نمی تواند به عضویت نهاد رهبری بهائیت یعنی بیت العدل در آید!

شهروندان مرد نسبت به شهروندان زن، اقدم و اقوی هستند چنانکه در حیوانات هم اینگونه است!

عبارت در کتاب گلزار تعالیم بهائی صفحه ۲۸۸، اینگونه است:

“سؤال خانمی بحضور مبارک عرض شد که گفته بود تا حال از جانب خدا زنی مبعوث نشده و همه مظاهر الهیّه رجال بوده اند.

فرمودند: ” هر چند نساء با رجال در استعداد و قواء شریکند ولی شبهه ای نیست که رجال اقدمند و اقوی حتّی در حیوانات مانند کبوتران و گنجشگان و طاووسان و امثال آنان هم این امتیاز مشهود است.”

چهارم : حق آزادی

الف: آزادی بیان

۱-   شهروندان ،حق آزادی بیان علیه تشکیلات را ندارند!

هیچ شهروند بهائی حق ندارد علیه تشکیلات بهائی (از محافل محلی و ملی و ایادیان و مشاورین ویاران و لجنات و… گرفته تا برسد به بیت العدل) سخنی بگوید که در این  صورت با مجازات بسیار سنگین”طرد”روبرو می شود.

ب: آزادی سفر

۲-   شهروندان حق مسافرت به اسرائیل بدون اجازه تشکیلات را ندارند!

چنانچه شهروند بهائی بدون اجازه تشکیلات به اسرائیل مسافرت کند و یا حتی بدون هماهنگی هواپیمایش از روی آسمان اسرائیل عبور کند به مجازات سنگین “طرد ” از سوی رهبری بهائیت مبتلا می شود!

افراد متعددی بودند که بدون اجازه شوقی به جاهائی سفر کرده بودند که با خشم او روبرو شده و از سوی او” طرد” شدند!

فحاشی شوقی افندی و طرد کسی که بدون اطلاع او به اسرائیل مسافرت کرده است:

در موضوع صادق فرزند آقا محمد جواد آشچی فرمودند بنویس:

این شخص بداخلاق و پست ‏فطرت اخیرا مخالف دستور این عبد مسافرت به فلسطین  نموده و وارد ارض اقدس گشته، ‏تلگرافی راجع به طرد و اخراج او از جامعه به آن محفل  مخابره گردید، به والدش صریحاً اظهار و ‏انذار نمایند مخابره با او به هیچ وجه من الوجوه جائز نه، تمرد و مخالفت نتایجش وخیم است! ‏‏(شوقی افندی ، توقیعات مبارکه، (۱۰۲- ۱۰۹) ص ۴۱) ‏
این هم اسامی برخی از افراد دیگری که توسط جناب شوقی طرد روحانی شده اند:

۱-      روحی افنان نوه جناب عبد البها به دلیل سفر دوم به آمریکا در سال ۱۹۳۵ بدون تایید شوقی افندی

۲-      زهرا خانم نواده دختری جناب عبدالبهاء همسر ورحی افنان بدلیل ازدواج بدون کسب موافقت شوقی افندی

۳-      ریا خانم نواده جناب عبدالبهاء همسر فیضی افنان خواهر روحی افنان به دلیل ازدواج  با یک ناقض عهد

۴-      فواد افنان نوه جناب عبدالبهاء به دلیل سفر به انگلستان

۵-      فیضی افنان نواده جناب بهاءالله

ج:آزادی سیاسی

شهروندان حق دخالت در سیاست، عضویت در احزاب، شرکت در انتخابات و … را ندارند!

طبق متون اصلی بهائی، هیچ شهروندی حق دخالت در سیاست، مخالفت با حاکمیت، اعتراض به ظالمان، شرکت در احزاب سیاسی، حضور در انتخابات و خلاصه فعالیت سیاسی در کشور ها را ندارد!

اعتراض به حاکمان و زمامداران هم جائز نیست:

جناب میرزا در اقدس، هرگونه اعتراضی رابر حاکمان و زمامداران جائز ندانسته و اکیدا دستور می دهد امور آنها را به خودشان واگذارید و به آنها اعتراض ننمائید و به جای آن به قلوب توجه نمائید. عبارت او چنین است:

لیس لاحد ان یعترض علی الذین یحکمون علی العباد!

در نقطه مقابل به اسم رأفت دستور همنشینی با خائنان و اهرمنان داده شده است:

دستور همنشینی شهروندان با خائنان و گرگان خونخوار و اهرمنان!

“اهرمن را ملائکه شمارید. ‏جفاکار را مانند وفادار به نهایت محبت رفتار کنید و گرگان خونخوار را مانند غزالان ختن و ختا مشک معطر به مشام رسانید. خائنان را ملجآ و پناه گردید …‏(ص ۱۶۰ ج سوم مکاتیب)‏

د: آزادی های شخصی

۱-شهروندان حق تراشیدن سر یا بلند کردن مو (بیشتر از حد گوش) را ندارند!

۲-شهروندان مطابق دستورات کتاب اقدس، نباید سر خود را بتراشند و موهای خود را بیشتر از دوسه سانتیمتر(تا حد گوش) بلند کنند!

۳-شهروندان حق ملاقات و دیدار مشرکین و منافقین را ندارند!

از نظر رهبران بهائی، ملاقات دگر اندیشان حرام است:

“إعلم بأن الله حرّم على احباء الله لقاء المشرکین و المنافقین، بدان که خدا بر احبایش دیدار با مشرکین و منافقین را حرام کرده است” (مائده آسمانی، ج۴، ص ۲۸۰)

جالب است دانسته شود که از نظر بهائیت، شیعیان هم جزو مشرکین محسوب می شوند و طبیعتا لقای این مشرکین هم حرام است چنانکه درص ۱۴۰ مائده ج ۴ و نیز رحیق مختوم ص ۵۹۵ آمده است:

“لعمرالله (به خدا سوگند)حزب شیعه از مشرکین از قلم اعلی در صحیفه حمرا مذکور و مسطور” یعنی سوگند هم یاد می کند که شیعیان مشرک هستند و تاکید می نماید که این موضوع در” صحیفه سرخ”(؟!) هم ذکر شده است!

۴-شهروندان حق معاشرت و موانست با معرضین را ندارند!

سران بهائی صراحتا دستور داده اند که با معرضان از بهائیت، نشست و برخاست و همنشینی و انس پیدا کردن، حرام است زیرا ممکن است این دیدارها بهائیان را نسبت به بهائیت دلسرد نمایدو این دستور از آسمان صادر شده است:

«باید از معرضین در کل شئون اعراض نماییم و در آنی مؤانست و مجالست را جایز ندانیم که قسم به خداکه انفس خبیثه انفس طیبه را می گدازد چنان که نارحطب یابسه را و  حر ثلج بارده را» (بهاءالله، مائده، ج ۸، مطلب ۵۳)

تصور بفرمائید اگر این معرض از بهائیت، پدر یا همسر یا فرزند یک بهائی باشد، معاشرت و موانست با او برای شهروند بهائی حرام است تا جائی که حتی سلام و کلام با او هم جایز نیست!

اصولا طرد روحانی توسط ولی امرالله و محرومیت معاشرت دیگران حتی همسر و فرزند  فرد مطرود با مفاد اعلامیه مذکور به ویژه ماده ۱۸ آن تعارض دارد.

۵-محدودیت زمانی شهروندان درنگاهداری وسائل خانه:

جناب بها در کتاب اقدس: بر شما نوشته (یعنی واجب )شده است که وسائل و اسباب خانه را بعد از انقضای نوزده سال تجدید نمائید! (یعنی نگهداری بیش از نوزده سال وسائل، گناه است)

۶-لزوم کناره گیری شهروندان از عالمان دین :

جناب بها در ایقان، علما رابزرگترین مانع و سدّ هدایت مردم شمرده و همه‌ی ایشان را جاه طلب و دین فروش گفته و ازمردم خواسته است اصلاً دنبال عالمان نروند و از آنان احتراز جویند واگر می‌خواهند به حقیقت وحقّانیّت باب برسند باید گوش به حرف احدی از علما ندهند و به آن‌ها متمسّک نشوند که اگر چنین کنند از درک حقیقت و وصول به سرچشمه حیات و معرفت محجوب و محروم گردند. این هم یک روش واضح بارای جلوگیری از هدایت بهائیان!!!

پنجم : حق داد رسی :

شهروندان بهائی حق ندارند به دادگاههای کشورها مراجعه نمایند و باید در داخل نظام  بهائیت داد رسی شوند. ملاک و میزان هم در حل دعاوی ، کتاب اقدس و متون دیگر میرزاست. برخی از شاخص های نظام داد رسی هم به قرار ذیل است:

۱-      شهروندان دزد باید انگ دار شوند!

۲-      مجازات دزدان در بار اول دزدی، تبعید و در بار دوم، زندان و در نوبت سوم انگ خوردن بر پیشانی اوست:

کتاب اقدس: در نوبت سوم اگر دزدی نمود، باید در پیشانی او علامتی حک نمائید تا به  موجب این علامت شناخته شود و در شهرهای مختلف خدا موجب شناسائی او شود تا او را نپذیرند و اخراج نمایند!(حد دزدی هم مشخص نیست که چقدر باشد تا مشمول این مجازات ها شود)

۳-   گرفتن طلا ازشهروندان مرتکب اعمال منافی عفت برای بیت العدل

اگر مرد و زنی بهائی، مرتکب عمل زنا شدند باید طبق نص کتاب اقدس، هر کدام نه  مثقال طلا به بیت العدل بپردازند. چنانچه برای بار دوم مرتکب این عمل زشت گردیدند باید هر کدام دو برابر این مبلغ یعنی هیجده مثقال به همان مرکز یعنی بیت العدل بپردازند.

تکلیف خلافکاران ثروتمند که باید برای بار دهم عمل خلاف خود ۴۳٫۲کیلو و برای بارپانزدهم خلافکاری خود ۱۳۸۲٫۴ کیلو و برای بار بیستم زنای خود ۴۴۲۳۶٫۸ کیلو(سه کامیون پانزده تنی) طلا به بیت العدل بپردازند چیست؟

۴-   سوزاندن شهروند مجرم :

در بهائیت، جزای کسی که آپارتمانی را آتش بزند این است که خودش را آتش بزنند! (هیچ حدی هم معین نشده است)

این عین عبارت کتاب اقدس است: “ومن احرق بیتا متعمدا فاحرقوه”

اگر کسی عمداً خانه ای را آتش زد باید او را بسوزانید !!( اگر هم خواستید تخفیف بدهید حبس ابدش کنید)!

۵-    طلاگرفتن از شهروند محزون ساز!

جریمه محزون ساختن یکنفر، نوزده مثقال طلاست که به پول امروز سه میلیون و هشتصد و چهل هزار تومان است. لذا هر شهروندی که کسی را محزون کند باید این مبلغ را بپردازد. همین شهروند اگر مرتکب فحشاء شود و زنا کند باید نه مثقال طلا یعنی به پول امروز یک میلیون هشتصد هزار تومان به بیت العدل بپردازد!

پس جریمه زنا کردن یک میلیون هشتصد هزار تومان ولی جریمه محزون ساختن سه میلیون و هشتصد و چهل هزار تومان است!

اکنون با توجه به مدارک ذکر شده باید از بهائیان پرسید:

۱- آیا به حقوق شهروندی که در متون خود دارید پای بندید یا آن را قبول ندارید؟

۲- آیا به مجامع جهانی هم همین ها را عرضه می کنید یا چیز دیگری می گوئید؟

۳- آیا حاضرید متن کتاب باب را که دستور قتل عام شهروندان غیر بابی را می دهد به مجامع جهانی عرضه نمائید؟

۴- تکلیف شهروندان غیر بهائی که از دید بهاءالله، انسان شمرده نمی شوند چیست؟

۵- محدودیت های غیر قابل قبولی که احکام بهائی برای شهروندان دارد و با امروز سازگار نیست جه می باشد؟

۶- آیا هیچ منصفی حاضر است اسم این احکام را،احکام الهی بشمارد؟

۷- آیا هنگام تبلیغ کردن این فرقه در میان دیگران این احکام را نیز می گویید؟


ادامه این مطلب را در آینده درمقاله شماره 3 مطالعه کنید.