درددل بل امام زمان(عج)
چیزی غیر از درد دل کردن با آقای دردها و ناز برای آقامون ارومم نمی کنه :
باکدام آبرویی روز شمارش باشیم صبح هامنتظر عصر بهارش باشیم
جدا دیگه این روزگار برای امثال من کورسویی از نور گذاشته ؟
دلم هوای هق هق تنهایی دارد . بی ابرو شدم مقابلت ارباب
سالهامنتظرسیصد واندی مرداست انقدر مرد نبودیم که یارش باشیم
از کاش کاش گفتن دیگه دلزده ام اما کاش مرد بشوم و مردونه بکشم کنار
و بیابونگردی و....
چی !!؟ زشته این حرفا ؟؟!آره زشته.جدی نگیر...دلم گرفته خب
همه امیدم ظهوره .
به هر چیو هر کی بخوای قسم میخورم این یکیو راست میگم .
البته با اشاره زیر…
به یارو گفتن اگه تو دریا کوسه بهت حمله کرد چکار می کنی ؟
گفت می رم بالای درخت !!؟
گفتن بابا درخت کجا بود وسط آب ؟
گفت : مجبورم !! می فهمی ؟ مجبورم !!!؟
حکایت انتظار منه .
نه دلی نه مالی نه حالی نه وفایی نه دنیایی و نه عقبایی .
پس منتظرم .
مجبورم !!؟ می فهمی ؟ مجبووووورررررم !!؟
اما ظاهرا دیگه این مدل انتظارم جواب نمیده . آهای مردم :
اگرآمد خبر رفتن مارابدهید به گمانم که بنا نیست کنارش باشیم
مردم به اعتبار نگاهم کنندلیک