چیزی غیر از درد دل کردن با آقای دردها و ناز برای آقامون ارومم نمی کنه :

باکدام آبرویی روز شمارش باشیم   صبح هامنتظر عصر  بهارش باشیم

جدا دیگه این روزگار برای امثال من کورسویی از نور گذاشته ؟

دلم هوای هق هق تنهایی دارد . بی ابرو شدم مقابلت ارباب

سالهامنتظرسیصد واندی مرداست   انقدر مرد نبودیم که یارش  باشیم

از کاش کاش گفتن دیگه دلزده ام اما کاش مرد بشوم و مردونه بکشم کنار

 و بیابونگردی و....

چی !!؟ زشته این حرفا ؟؟!آره زشته.جدی نگیر...دلم گرفته خب

همه امیدم ظهوره . 

به هر چیو هر کی بخوای قسم میخورم این یکیو راست میگم .

 البته با اشاره زیر

به یارو گفتن اگه تو دریا کوسه بهت حمله کرد چکار می کنی ؟

گفت می رم بالای درخت !!؟

گفتن بابا درخت کجا بود وسط آب ؟

گفت : مجبورم !! می فهمی ؟ مجبورم !!!؟

حکایت انتظار منه .

 نه دلی نه مالی نه حالی نه وفایی نه دنیایی و نه عقبایی .

پس منتظرم .  

مجبورم !!؟ می فهمی ؟ مجبووووورررررم !!؟

اما ظاهرا دیگه این مدل انتظارم جواب نمیده . آهای مردم :

اگرآمد خبر رفتن مارابدهید     به گمانم که بنا نیست کنارش  باشیم