نگاهی به واقعیت آرماگدون
اما
بنیادگرایان مسیحی معتقدند برای ظهور و بازگشت دوم مسیح، جنگی هسته ای و
اتمی در محل آرماگدون به وقوع می پیوندد که دارای فجایع بسیار زیادی است و
به واسطه این نبرد عظیم، اکثر شهرهای جهان دچار تخریب و نابودی خواهد شد.
در کتاب مقدس تنها یک بار در مکاشفات یوحنا، فصل16، آیه 16، نسبت به این
مکان سخن گفته شده است. به این صورت که:" ...و آنها را در جایی گرد آورد که
به زبان عبرانی آرماگدون می نامند."
در عهد عتیق هیچ نشانی از این صحرا و واقعه آرماگدون وجود ندارد. پس تنها
در رویای مکاشفات انجیل در عهد جدید یک بار آمده و در منابع اسلامی همچون
قرآن و روایات هیچ سخنی از آرماگدون بیان نشده است. حال آنکه در میان
مجموعه عظیم روایاتی که در دست داریم تنها شش هزار روایت مختص به موضوع
آخرالزمان و مهدویت می باشد اما همانطور که گفته شد نامی از این جنگ در این
میان به چشم نمی خورد.
این
ادعا وجود دارد که در نبرد مورد نظر دو نیرو با یکدیگر وارد درگیری می
شوند که یکی نیروهای شر و بی ایمان می باشند که فرماندهی آنها را فردی به
دجال بر عهده دارد که ضد مسیح است و شریکان او عبارتد از اعراب، مسلمان و
حامیان روسی که ارتشی چهارصد میلیونی را تشکیل می دهند.
جری فالول، که یکی از مبلغان سرسخت و جدی مسیحیت صهیونیستی می باشد و در
کاخ سفید هم هواداران بسیاری دارد، در این رابطه چنین می گوید:" روسیه و هم
پیمانان آنها(ایران، آفریقای جنوبی(حبشه)، آفریقای شمالی(لیبی)، اروپای
شرقی(جومر)، قفقاز) در خیل سپاهیان شر قرار دارند و این جنگ فراگیر و اتمی
است و عده زیادی از بین خواهند رفت.
صهیونیست :
اما گروه مقابل نیروهای خیر می باشند که همان حامیان اسرائیل هستند که به
رهبری مسیح وارد جنگ می شوند و اینان دارای خصوصیتی ویژه هستند و آن اینکه
حامل نور و خیر و خوبی هستند. اما نتیجه جنگ این است که مسیح، اولین ضربه
را با سلاح های کشنده ی خود، بر نیروهای شر وارد می کند و این ارتش را از
بین خواهد برد به گونه ای که گفته شده آنچنان حمام خونی به را افتد که تا
افسار اسبان در آن فرو خواهد رفت.
در جایی دیگر جری فالول به طرز موذیانه و با زیرکی، با استفاده از برخی از
روایات کتاب مقدس و البته با تفسیری شخصی با کمک ظن خود، از قول خداوند
چنین عباراتی را بیان می کند:
"بیایید و قربانی که را برای شما آماده کرده ام، بخورید. به کوه های
اسرائیل بیایید و گوشت بخورید و خون بنوشید! گوشت جنگاوران را بخورید و خون
رهبران جهان را بنوشید که مانند قوچ ها و بره ها و گاوهای پرواری شده اند.
نهایتا جنگ آرماگدون با ایمان آوردن یهود به مسیح، به عنوان منجی ایشان،
به پایان خواهد رسید، پس از آنکه دو سوم آنها در این نبرد از بین می روند.
سپس مسیح، مومنان به خویشتن را همراه خود به آسمانها می برد و اینان از
بالای آسمان در حالیکه در راحتی و خوشی هستند، نظاره گر نبرد آرماگدون
خواهند بود و بعد از اتمام جنگ به همراه مسیح به زمین بازمی گردند تا برای
مدتی طولانی زندگانی سرشار از سعادت و آسایش را سپری کنند.
این بود قسمتی از وقایع آرماگدون که به اعتقاد مسیحیان و مكتب نوظهور صهيونيسم مسيحي به زودی رخ می دهد
=-=-=-=-=
اما برای ما مسلمانان جهان و علی الخصوص شیعیان این داستان ، داستان
ساختگی ست که به دست یهودیان و مسیحیان شکل گرفته ولی آیا به واقع این جنگ
رخ می دهد ؟!
برای پاسخ به این سوال ابتدا بهتر است که کمی اطلاعات و دانسته ها ی خودمان درباره ی ظهور را با هم مرور کنیم .
همه ما می دانیم که ظهور امام زمان ، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) در
روز 10 ماه محرم و روز عاشورا صورت می گیر د .اما قبل از آن در روز 23 ماه
مبارک رمضان همان سال ندای ظهور حضرت بلند می شود( که فقط منتظران حقیقی
آن را می شنوند ) .
امام جعفر صادق (علیه السلام) می فرماید :
قائم (عجل الله تعالی فرجه) ( درود خدا بر او باد ) در شب بیست و سوم ماه
رمضان، به نام (شریفش) ندا می شود و در روز عاشورا، روزی که حسین بی علی
(علیه السلام)در آن کشته شد، قیام خواهد کرد. منابع : غیبة طوسی ، صفحه
274 / بحارالانوار ، جلد 52 صفحه 290
امام محمد باقر (علیه السلام)می فرماید :
گویا حضرت قائم (عجل الله تعالی فرجه) را می بینم که روز عاشورا ، بین رکن
و مقام ایستاده و جبرئیل پیش روی او ندا می کند: بیعت برای خداست. پس زمین
را پر از عدل می کند، همان گونه که پر از ظلم و جور شده بود. منابع :
غیبة طوسی ، صفحه 274 / کشف الغمه ، جلد 3 ، صفحه 252 / بحارالانوار ، جلد
52 صفحه 290
حضرت
حجت(عجل الله تعالی فرجه) پس از طلوع آفتاب، پشت مقام حضرت ابراهیم (علیه
السلام) دو رکعت نماز به جا می آورند، میان رکن و مقام ایستاده و اولین
خطبه خود را به گوش جهانیان می رساند و پس از معرفی خود، مردم را به بیعت
دعوت می کنند.
(هل من ناصر ینصرنی)کیست که مرا یاری کند. امام زمان (عجل الله تعالی
فرجه) همانند امام حسین (علیه السلام)در صحنه ی کربلا ، این جمله را 3
مرتبه فریاد میزنند با این تفاوت که امام حسین (علیه السلام)در عین مظلومیت
جوابی به جز سنگ و توهین های یزیدیان نشنید .اما هنگامی که امام زمان ندای
" هل من ناصر ینصرنی " را فریاد می زنند تمام مردم حاضر لبیک کنان به سمت
منجی خود می روند.
دجال :
در بعضی از روایات اشاره شده است که در آخرالزمان دجال خواهد آمد . منظور از دجال چیست؟ آیا در جامعه کنونی ما مصداق دارد؟
دجال
از ریشه «دجل » به معنای دروغگوی حیله گر است . اصل داستان دجال در کتاب
های مقدس مسیحیان است . (رساله یوحنا، بابا 2، آیه 18و22 ) در انجیل این
واژه بارها به کار رفته و از کسانی که منکر حضرت مسیح باشند و یا «پدر و
پسر» را انکار کنند، به عنوان دجال یاد شده است . به همین جهت در ترجمه
انگلیسی کتاب های مقدس مسیحی، واژه آنتی کریست ( (Antichrist) یعنی ضد مسیح به کار رفته است .
در روایات زیادی از اهل سنت، خروج دجال از نشانه های برپایی قیامت دانسته
شده است . (سنن ترمذی، ج 4، ص 507 - 519) در کتاب های روایی شیعه، تنها دو
روایت در مورد خروج دجال به عنوان یکی از علائم ظهور حضرت مهدی (عجل الله
تعالی فرجه) آمده است (کمال الدین صدوق، ص 525 و 526) که هیچ یک از آن ها
از نظر سند معتبر و قابل قبول نیست . بنابراین، از نظر منابع شیعی، دلیل
معتبری بر این که خروج دجال یکی از علائم ظهور باشد، وجود ندارد; اما در
عین حال با توجه به روایات زیادی که در منابع اهل سنت آمده است، احتمال این
که اصل قضیه دجال به طور اجمال صحت داشته باشد; وجود دارد . البته حتی اگر
اصل قضیه دجال صحت داشته باشد، بی تردید بسیاری از ویژگی هایی که برای آن
بیان شده، افسانه به نظر می رسد .
پس،
اصل قضیه دجال امری محتمل و ممکن، می نماید . اکنون این سؤال مطرح است که
مقصود از دجال چیست؟ درباره مصداق این واژه دو احتمال وجود دارد:
1 . با توجه به معنای لغوی «دجال » ، مقصود از آن نام شخص معینی نیست; بلکه هر کسی که با ادعاهای پوچ و بی اساس و با تمسک به انواع اسباب حیله گری و نیرنگ در صدد فریب مردم باشد، دجال است .
بر این اساس، دجال ها متعدد خواهند بود . وجود روایاتی که در آن سخن از دجال های متعدد رفته است، این احتمال را تقویت می کند; مانند: «قال رسول الله (ص): یکون قبل خروج الدجال نیف علی سبعین رجالا; (کنزالعمال 14، ص 200) پیش از خروج دجال، بیش از هفتاد دجال خروج خواهند کرد» .
بنابراین احتمال، در حقیقت قضیه دجال بیانگر این مطلب است که در آستانه انقلاب امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) افراد حیله گر برای نگه داشتن فرهنگ و نظام جاهلی، همه تلاش خود را به کار می گیرند تا با تزویر و حیله گری مردم را نسبت به اصالت و تحقق آن انقلاب و استواری رهبریش، دچار تردید سازند . این که در همین روایات تاکید شده است: «هر پیامبری امت خویش را از خطر بر حذر داشته است » ، خود تاییدی دیگر بر همین احتمال است که مقصود از دجال، هر شخص حیله گر و دروغ گویی است که قبل از خروج حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) در صدد فریب مردم است .
2. دجال، کنایه از کفر جهانی و سیطره فرهنگ مادی بر همه جهان است .
استکبار با ظاهری فریبنده و با قدرت مادی، صنعتی و فنی عظیمی که در اختیار دارد، سعی می کند مردم را فریب دهد و مرعوب قدرت و ظاهر فریبنده خود کند . بر این اساس است که پیامبران امت های خود را از فتنه دجال بیم داده اند: «ما بعث الله نبیا الا و قد انذر قومه الدجال ... ; (بحارلانوار، ج 52، ص 205) هیچ پیامبری مبعوث نشد مگر آن که قومش را از فتنه دجال بر حذر داشت » ، در حقیقت آنان را از افتادن به دام مادیت و ورطه حاکمیت طاغوت و استکبار جهانی بر حذر داشته اند . پس احتمال می رود منظور از دجال - با آن شرایط و اوصافی که در این روایات برای او شمرده شده - همان استکبار جهانی باشد; مثلا در اوصاف دجال گفته شده «کوهی از طعام و شهری از آب به همراه دارد» کنایه از امکانات عظیم و گسترده ای که استکبار در اختیار دارد . (رجوع کنید به: الف) چشم به راه مهدی، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات قم، جمعی از نویسندگان، ص ب) دادگستر جهان، ابراهیم امینی، ص 223 289)
سفیانی:
اخبار و روایاتی كه گویای خصوصیات سفیانی و خروج او هستند، بدین ترتیب میباشد:
حتمی بودن خروج او:
امام
صادق(ع) فرموده اند: «پیش از قیام قائم(علیه السلام) پنج علامت حتمی
میباشد: یمانی، سفیانی ، صیحه آسمانی، قتل نفس زكیه، و فرورفتن سرزمین
بیداء»(كمال الدین و تمام النعمة، شیخ صدوق، ص650)
سفیانی مردی از نسل ابوسفیان .
امیرالمؤمنین
فرمودند: «فرزند خورنده جگرها، از وادی یابس خارج میشود …اسمش عثمان و
پدرش عنبسه و از اولاد ابوسفیان است.»(همان، ص651)
خصوصیات فردی او:
امام
باقر(ع) در این رابطه میفرمایند:«سفیانی، سرخ رویی سپید پوست و زاغ چشم
است؛ هرگز خدا را پرستش نكرده، و هرگز مكه و مدینه را ندیده است و …»
حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) میفرمایند: «او چشم راست ندارد،و در چشم
چپش چیزی است كه گویی آمیخته به خون است. .»(مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی
دوانی، ص965)
و
از برخی روایات چنین استفاده میشود كه وی مسلمان منحرفی است كه كینه حضرت
علی(ع) را به دل دارد. چنان كه امام صادق(ع) میفرمایند: «گویا سفیانی را
میبینم كه در میدان كوفه جایگاه خود را گسترده، و منادی او فریاد میزند:
هر كس سر شیعه علی بن ابی طالب را بیاورد، هزار درهم خواهد گرفت. همسایه
به همسایه میجهد و گردنش را میزند و هزار درهم میگیرد. آگاه باشید كه در
آن روز حكومت شما فقط به دست زنازادگان خواهد بود.»(كتاب الغیبة، شیخ
طوسی، ص273)
عقیده او:
امیرالمؤمنین(علیه السلام) میفرمایند: «او با صدای بلندی فریاد میزند
بین مشرق و مغرب، كه صدایش را جن و انس و شیاطین میشنوند ـ نگارنده می
گوید: به فرض صحت این روایت، ممكن است این عمل به وسیله رادیو و تلویزیون
صورت بگیرد ـ و میگوید: ای دوستان من! به سوی من آئید، من هستم كسی كه
آفریده است، پس استوار ساخته و مقرر كرده و هدایت نموده است. من پروردگار
برتر شما هستم.»(مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص965)
مدت حكومت و محل مرگ او:
حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلا م) در ذیل آیه شریفه "و لو تری إذا فزعوا
فلا فوت" میفرمایند: «كمی پیش از قیام مهدی(علیه السلام) سفیانی خروج
میكند؛ سپس به اندازه دوران حاملگی یك زن كه 9 ماه باشد، حكومت میكند؛
لشكریان او به مدینه وارد میشوند، تا این كه به "بیداء" میرسند، و خداوند
آنها را در زمین فرومیبرد.»(تاریخ غیبت كبری، سید محمد صدر، ص648)
ب) یكی دیگر از علائم ظهور حضرت كه در بعضی روایات از نشانههای حتمی شمرده شده است، خروج شخصی به نام "دجال" است.
محدث
قمی(ره) می گوید: در روایت است كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند:
«هر مؤمنی كه دجال را ببیند آب دهان خود را بر روی او بیندازد و سوره
مباركه حمد را بخواند، تا سحر آن ملعون دفع شود و در او اثر نكند. چون
اوظاهر شود، عالم را پر از فتنه و آشوب نماید، و میان او و لشگر حضرت
قائم(علیه السلام) جنگ واقع شود، و بالاخره آن ملعون به دست مبارك حضرت
حجت(علیه السلام) یا به دست عیسی بن مریم(علیه السلام) كشته شود.»(منتهی
الآمال، شیخ عباس قمی، ج2، ص336
البته روایات شیعه بر این است كه امام مهدی(علیه السلام) است كه دجال را میكشد، نه عیسی بن مریم.
اما در جواب این سوال که ایا نبرد پایانی رخ می دهد یا خیر با کمی تدبیر و تامل در روایات معصومین(ع) درباره ی دوران ظهور به جواب این سوال می رسیم در روایات به جای مانده از معصومین از جمله امام صادق (ع) آمده است که بین سپاهیان امام زمان (ع) با سپاه کفار جنگی بزرگی رخ میدهد لازم به ذکر است که سفیانی هم به عنوانی یکی از فرماندهان سپاه کفار که تشکیل شده از کشور های غرب زمین است این جنگ شرکت دارد قبل از شروع شدن جنگ امام زمان(عجه الله تعالی فرج الشریف) رو به سپاه کفار آمده و آنها را راهنمایی می فرمایند حضرت مسیح هم که در کنار امام زمان حضور دارد رو به پیروان مسحیت کرده و خود را برای انها معرفی میکند تعداد کمی ایمان می اوردند و به سوی امام زمان می آیند ولی اکثر سپاهیان در ظلمت باقی می مانند . در اخر هم سپاهیان امام زمان (عجه الله تعالی فرج الشریف) پیروز میدان می باشند و سفیانی را در بیت المقدس (اوشلین) سر میزنند و او را به هلاکت می رسانند .سپس امام زمان (عجه الله تعالی فرج الشریف) عدل و داد جهانی گسترش می دهد .
مردم به اعتبار نگاهم کنندلیک